قهرمان ميرزا عين السلطنه

1843

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

وضع مالى مؤلف شنبه هشتم ذىقعده - از مال دنيا يك خانه دروازه قزوين دارم كه چهار دانگش گرو است . همه روزه هم مرافعه دارم . ديروز شاهزاده حيدر ميرزا دكتر مىخواست هزار و ششصد تومان بدهد در عوض تنزيل مسكن كند و من به قرض داده فى الجمله آسوده شوم . تا غروب دويدم آخرالامر صورت نگرفت . در ماهى بيست تومان قرار شد اجاره كند . سه دانگ ملك هم الموت كه دو سال است اشرار برده‌اند و خورده‌اند . در كشمرز ( قزوين ) هم يك دانگ ملك دارم . قدرى كشك و بارخانه مىآوردند رعيتهاى آصف الدوله در كله‌دره ضبط كردند و به مصرف رسانيدند . تلگراف فرمانفرما بارى شاهزاده معتضد السلطنه آمد . معلوم شد در مسجد سپهسالار جديد ( قرب مجلس ) مردم جمع هستند كه شاه بايد امير بهادر و سعد الدوله ( پدر ملت ) را خارج كند . در روزنامه تلگراف فرمانفرما درج بود كه سردار مقتدر ساويچ‌بلاغ را تخليه كرده به سمت مياندوآب رفت . چهار ماه است فرياد مىكنيم كمك نمىرسد . اين عشاير بيست هزار سوار جمع كرده‌اند و از حكايت شيخ عبيد الله چندين مرتبه بالاتر است . آنها تفنگ سرپر داشتند اينها همه پنج تير آلمانى . تمام حرفهاى اين مدت را مسخره كرديد تا كار به اينجا كشيد . لاعلاج خودم با صد سوار به سمت مياندوآب حركت كرده از هرجا هم ممكن است جمعيت فراهم مىكنم ، اما زود پول و قشون برسانيد كه از اين همه سوار مسلح همه آذربايجان در خطر است . اين خبر محقق است و در مجلس پريروز با حضور وزرا خيلى مذاكره شد . وكلا بسيار تشدد كردند و بد گفتند ، به طورى كه ناصر الملك رئيس الوزرا خودش را گم كرده و زبانش لكنت پيدا كرده بود . بعد هم مجلس را سرى كردند و خواهش هم نمودند مذاكرات آن روز در روزنامه‌ها درج نشود . تحريك عثمانى عثمانى به عشاير ما كه هم مذهب هم هستند از پول و تفنگ و فشنگ همه چيز كمك كرده آنها را جلو [ انداخته‌اند ] و خودش از دنبال . هرجا را اينها تصاحب كردند فورا نظام عثمانى داخل مىشود . ز هر طرف كه شود كشته سود اسلام است . مثل فرانسه‌ها كه در « مارك » « 1 » از قشون آلجر « 2 » برده‌اند .

--> ( 1 ) - مراكش ( 2 ) - الجزيره